روحيه جهادي، ويژگي ها و شاخصه ها

شايسته است بدانيم روحيه جهادي چه شاخصه ها وويژگي هايي دارد كه اين جايگاه والا را در كلام رهبري يافته و در بحث «جهاداقتصادي» اين واژه مقدس پيشوند اقتصاد قرار گرفت، اقتصادي كه خيلي ها به تصوردنيايي بودنش، آن را مذموم مي پنداشتند و حال همراهي كلمه «جهاد» آن را «تكليف» كرده است بر همگان.

جهاد در دين مبين اسلام از چنان جايگاه والايي برخوردار مي باشدكه حضرت دوستدر مصحف شريف قرآن كريم فرمودند: «ان الذين امنوا و هاجروا و جاهدوافي سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئك هم الفائزون» (سورهتوبه/ آيه ۲۰) جهاد از ريشه لغوي «جهد» به معناي سعي و تلاش و كوشش مي باشد و جهادبماهو جهاد، امري مقدس و ارزشمند است و تفاوتي نمي كند جهاد در چه عرصه اي و زمينهاي باشد جهاد دفاعي يا علمي يا سياسي يا خدمت رساني و... و اين نكته، خود، اززيبايي هاي كامل ترين دين آسماني مي باشد كه امر جهاد را براي تمامي مسلمين در هرصنف و شغلي كه هستند تأكيد نموده و رهبر فرزانه انقلاب نيز كراراً به اين امر توجهنموده اند و همگان را به جهادي عظيم فراخوانده اند كه در آخرين ديدار مولا بامسئولين از لسان مبارك حضرتش شنيديم كه فرمودند:

«گاهي اوقات غفلت از روحيه جهادي و ايثار داشته ايم» (بياناتآقا در جمع مسئولين 16/5/1390 )و اين هشدار اساسي رهبر عزيزمان؛ در سخناني مطرح شدكه معظم له در خصوص نقاط قوت و ضعف نظام و توقعات الهي شان از مسئولين سخن به بلاغتو فصاحت راندند.

حال شايسته است بدانيم روحيه جهادي چه شاخصه ها و ويژگي هاييدارد كه اين جايگاه والا را در كلام رهبري يافته و در بحث «جهاد اقتصادي» اين واژهمقدس پيشوند اقتصاد قرار گرفت، اقتصادي كه خيلي ها به تصور دنيايي بودنش، آن رامذموم مي پنداشتند و حال همراهي كلمه «جهاد» آن را «تكليف» كرده است بر همگان.

شاخصه هاي روحيه جهادي

۱) اخلاص: يعني خالص شدن فقط براي خدا، يعني صبغه الهي شدن (رنگالهي به خود گرفتن) و هواي نفس را ميراندن. آنكه داراي تفكر جهادي است يقيناً تمامهم و غم خويش را «رضايت الهي» دانسته و به دنبال مطرح نمودن خويش و كسب مقام و شهرتنمي باشد. فرد جهادگر هرچه به خدا نزديك تر شده و جهاد خود را ناب و خالص براي خداانجام دهد اكسير جهاد او نيز ناب تر و كمياب تر مي شود و بالعكس.

2)ايثار: ايثار كه در كلام رهبري معظم، توأم با روحيه جهاديآمده است به معناي از خودگذشتگي و فداكاري است. يعني مقدم داشتن و دانستن ديگران ومطالبات و نيازهاي آنان را برخواسته هاي خود رجحان دادن ولو آنكه نياز خودمان بيشتراز سايرين باشد. اوج ايثار و كمال فداكاري لحظه اي است كه آنچه خود بدان نياز مبرمداريم ديگري را ارجح دانسته و در اوج رضايت، آنرا تقديم كرده و از ملامت و سرزنشاطرافيان نيز نهراسيم و از تصميم خويش منصرف نگرديم.

3)توكل: از آنجايي كه امر جهادي توأم با همت مضاعف و تلاش فوقالعاده بوده و در حالت طبيعي انجام آن امكانپذير نمي باشد لذا اتكال به قدرت لايزالالهي براي به ثمر رسيدن آن امري ضروري و انكارناپذير است و نيز با توجه به آنكهسرچشمه «جهاد» و خلق اين واژه آسماني، منشعب از كلام وحي مي باشد لذا در حركت وروحيه جهادي دائماً بايستي به مبدأ جهاد يعني حضرت سبحان و جانشينان حضرتش (ائمههدي عليهم السلام) توجه عيني و عملي نمود تا جهاد به سرانجام مقصود و به غايت مطلوبنايل آيد.

4)خستگي ناپذيري: روحيه جهادي باحركت طبيعي در تعارض است ونسبت اين دو، نسبتي معكوس مي باشد. يعني هر قدر كه انسان بخواهد امور دنيا و آخرتشرا از مجاري عادي و با حركتي طبيعي انجام دهد به نتيجه نخواهد رسيد. لازمه روحيهجهادي حركتي بي وقفه در هر شرايط مكاني و زماني و امكاناتي است و اين امر يعني دارابودن «روحيه خستگي ناپذيري» آنچنان كه رزمندگان دفاع مقدس، سرلوحه شايسته و الگويعملي آن بودند كه در سخت ترين شرايط ممكن، گاه تا چند شبانه روز بدون استراحت بهجهاد في سبيل الله مي پرداختند. در بحث ويژگي خستگي ناپذيري، بايستي اذعان داشت كههر چه تلاش فرد بيشتر شده و خود را به شرايط سخت عادت دهد و از راحتي و آسايش بويژهاستراحت هاي معمول در عرف جامعه صرفنظر نمايد، خستگي ناپذيري او افزايش مي يابد.

5)استمرار: همان طور كه اشاره اي گذرا شد، ملازم روحيه جهادي «استمرار در حركت» است. آن ويژگي كه حركت جهادي را از ايستايي و توقف و سكونبازداشته و جريان جهادي را ابتدا در فرد جهادگر و سپس در محيط پيراموني وي حفظ وتقويت مي نمايد. مستمر بودن مكمل ويژگي خستگي ناپذيري در روحيه جهادي است.

6)عدم دلبستگي به دنيا: از اصلي ترين شاخصه هاي بارز جهادگر،ساده زيستي و عدم توجه و دلبستگي به تعلقات دون دنياي دني است. روحيه جهادي باتجملات و اشرافي گري به صورت مستقيم در ستيز و معارضه و مبارزه است.

جهادگر عاشقي كه زندگي و حيات خويش را وقف خدمت به خلق كرده وشبانه روز خود را در كار و تلاش و كوشش مستمر مي گذراند هيچگاه به دنبال راحتي وآسايش خود نبوده و كانون توجه او سراي عقبي است.

7)وحدت در گفتار و رفتار: از ويژگي هاي روحيه جهادي، پرهيز ازشعارهاي پوچ و تبليغاتي و عمل به وعده ها و اقوالي است كه انسان مجاهد در شرايطگوناگون بيان نموده است. شاخصه فرهنگ و تفكر جهادي، وحدت در حرف و عمل و به تعبيريگفتار و رفتار است كه اوج آن «عمل بيشتر و گفتار كمتر» مي باشد يعني جهادگر حقيقيهر قدر وعده اي و شعاري را سر دهد يقينا در مقام عمل بيش از حد تصور و بسيار فراتراز آنچه در گفتار به آن اشاره نموده، رفتار مي نمايد.

از اصلي ترين و ضروري ترين مصاديق وحدت در گفتار و رفتار انسانجهادي، ميزان پايبندي او به «اطاعت از ولايت» مي باشد كه تقيد جهادگر به اطاعت ازمنويات ولي زمان در عمل و كردار، زبانزد عام و خاص مي باشد. اگر ولي امر، همگان بهويژه مسئولين را به حفظ وحدت و همدلي دعوت مي نمايد، اين انسان جهادي است كه منافعشخصي و حزبي و جناحي را ناديده گرفته و كلام ولي را همچون كلام وحي با گوش جاناستماع و با رفتار معقولانه جامه عمل مي پوشاند نه آن كه در گفتار مدعي ولايت مداريباشد ولي در رفتار، آنچه را كه خود از دين قرائت و اجتهاد نادرست مي نمايد عمليسازد.

با توجه به برخي از ويژگي هاي جهادي كه به آنها اشاره شد بايستيتصريح كرد كه ثمره اين ويژگي ها و محصول شاخصه هاي فوق، تربيت انسان هايي است با «روحيه جهادي» افرادي كه اخلاص، ايثار، توكل، خستگي ناپذيري و استمرار در حركت، لقب «جهادگر» را به آنان داده و بي شك در هر مسئوليت و جايگاهي كه قرار بگيرند روحيهجهادي را سرلوحه رفتار و كردار خود نموده و در حيطه مديريتي و شغلي شان نيز بهرعايت ويژگي هاي اشاره شده توجه مي نمايند.

اگر امروز مقام معظم رهبري، از سرگرم شدن برخي مسئولين به منشهاي اشرافي و رفاه طلبي گلايه مي نمايند؛ به آن علت است كه روحيه جهادي در مسئولينسطوح مختلف حتي گاه مديران عالي نظام، نهادينه نگرديده و به آفات و آسيب هاي پست وجايگاه دنيوي نظير اشرافي گري عدم توجه به طبقات مستضعف و عامه مردم اختلاف باديگران براي حفظ منافع شخصي و... دچار و مبتلا گرديده اند يعني به جاي آن كه «روحيهجهادي و ايثار» بزرگترين دارايي آنها باشد، «روحيه دنياطلبي» تمام سرمايه آنان است «سرمايه اي» كه در باطن خود «ته مايه اي» بيش نيست و تنها ممكن است چند روزي، ميز وجايگاه مديريتي را براي آن مسئول محفوظ نگاه دارد كه البته خود از عذاب هاي پنهانخداوند براي مديران دنيازده مي باشد.

آري، اگر در قلوب تمامي مردمان به ويژه مديران و مسئولان «روحيهجهادي» حاكم شود تحقق چشم انداز بيش از آنچه در اين سند آمده است عينيت يافته وشاهد نمونه كوچكي از جامعه اصيل مهدوي خواهيم بود. حكومت عدل مهدوي اوج تحقق «جامعهجهادي» است كه در آن مدينه فاضله، همگان با برخورداري از تفكر و فرهنگ جهادي ورعايت ويژگي ها و شاخصه هاي آن؛ سربازان حاكم مطلق كره خاكي يعني وجود نازنين حضرتولي عصر ارواحنا له الفداء خواهند بود.

نتيجه آنكه «روح جهادي» در جامعه تنها راه سعادت و رستگاريايران اسلامي به عنوان مقدمه حكومت عدالت گستر موعود آسماني مي باشد و تمريني برايآمادگي منتظران خورشيد.