آسيبهاي اجتماعي ناشي ازبدسرپرستي افرادمهاجردراستان چهارمحال و بختياري
بسمه تعالي
آسيبهاي اجتماعي ناشي ازبدسرپرستي افرادمهاجردراستان چهارمحال و بختياري
فريده محمدي دهكردي(1)
چكيده تحقيق:
اکثریت افرادمهاجر(50%)ازشهرستان اردل(دشتک)بوده اندباوجوداینکه درآمددرمكانهاي ديگربالامی باشدازخانوادههای خوددورهستندواکثرفرزندان(75%)آنهاازنظرتربیتی دچارمشکلندو بنیادخانواده ی آنان سست است،درآمدبالانتوانسته سعادت فرزندان راتأمین کنند،اکثریت(85%)افرادمهاجرازروی ناچاری و شرایط اقتصادی به مكانهاي ديگرمهاجرت كرده اند.سرپرست خانواده باوجوداینکه ازاثرات منفی عدم حضور خود آگاهی داردولی ناچاربرای کاربه مكانهاي ديگرمهاجرت میکند،علاوه براین خودشخص مهاجر دچارمشکلات روحی وروانی میگرددکه کمترین اثرآن منزوی شدن میباشد.اکثریت(95%)فرزندان و همسران افرادمهاجر از وضعیت موجودناراضی هستندوتنهاراه حل راتحمل وضعیت موجودعنوان میکنند.درمناطقی همچون فارسان، اردل وتوابع(دشتک،پردنجان،کاج و...)بیشترین آسیبها ی اجتماعی درخانواده هایی که سرپرست آنهادر مكان هاي ديگربودند،دختران فراری وپسران معتاد و...ديده ميشود. (75%)اعتيادفردمهاجربادلايل،تنهايي ومشكلات ناشي ازمهاجرت،(80%)اعتيادفرزندان،(45%)طلاق،(97%)اختلافات خانوادگي بين مادران وفرزندان،(35%) فرار دختران،(85%)گريزان بودن پسران ازمحيط خانه،(80%) استفاده نادرست ازرسانه ها(ماهواره،اينترنت،تلفن همراه و...)،(40%)بحران هويت اجتماعي، (65%) انحطاط اخلاقي،(70%)تغييرفرهنگ بومي،(30%) خيانت زنان افرادمهاجر.باتوجه به اينكه علت آسيبهاي اجتماعي خانواده هاي مهاجركمرنگ بودن نقش سرپرست ميباشد بهتراست؛عوامل کیفی شغلی دراستان تقویت شوند.ضمن اینکه بایدعوامل کمی هم موردتوجه قرارگیرند.
مسؤلین استان ميتوانندباشناخت بیشترمسائل ومشکلات افرادمهاجراقدامات مؤثرتری را برای افزایش فرصت های شغلی ایجادنمایدوبه بررسی وضع فرهنگی واجتماعی آنان باتوجه به شرایط بپردازندو میزان اثرآنرادرکاهش مشکلات موجود بسنجندوتصمیم گیریهای بهتری برای کاهش ناهنجاریهای اجتماعی ايجادكنند.
واژگان كليدي: مهاجرت، بدسرپرستي، سرپرست خانواده
مقدمه:
مهاجرت یک مسئله جدیدنمی باشداولین مهاجرت بزرگ درسالهای 1732-1733 میلادی اتفاق افتادکه دراثرشیوع طاعون بین سربازان فردریک ویلهم اول درلیتائون باعث مهاجرت 15 هزارنفرازساکنین پرو تستان شهرسالزبورک شدکه این اولین مهاجرت بزرگ درتاریخ غرب بوده است.(خباز بهشتی،1380 ؛52)
بی تردید قسمت مهمی ازتاریخ وتمدن کشورماره آوردمهاجرتهاومهاجران است وحتی نام این کشورنیز منسوب به قومی است که به گفته ای،دراواسط هزاره دوم پیش ازمیلادبه این سرزمین مهاجرت کرده،درآن اسکان یافته،سلسله های متعددی راتشکیل داده اندوتمدنی راپایه گذاری کرده است که امروزه بعنوان یکی ازقدیمیترین تمدنهای انسانی شناخته میشود.تشکیل حکومتهاوتوسعه قلمروآنهادرایران همواره بانوعی مهاجرت،جابجایی واستقرارافراددرسرزمینهای جدیدقرین بوده واین جریان که ازدوره ماد آغازوسپس دردوره هخامنشی مقیاس بسیاروسیعتری یافته ودردوره های بعدنیز همچنان ادامه یافته است.
درایران به علت جنگهای مکرر و ورود دائمی گروهی مهاجردراثرجنگ ها درزمان صلح نیز همیشه ارتشی آماده برای کنترل مرزها داشته و دارد. و به مرور تعداد زیادی مهاجر از آسیای مرکزی به ایران وارد شدند که تعدادآنهابیشترازخودایرانیان شده بودوباعث نا آرامیهای داخلی گردید.خلاصه در ایران در اثر جنگها و ناآرامی هاي گوناگون همیشه تعدادی مهاجرواردمی شدندوهمچنین عده ای مهاجرازآن خارج میشدندوبه همین علت فرهنگ ایران بافرهنگهای قومی متفاوتی مخلوط شده وایرانیان هم بعلت تماس بافرهنگها ی متفاوت دارای صفات بخصوصی میباشند.(خباز بهشتی،1380 ؛46)
سؤال اصلي تحقيق:
بررسي بدسرپرستي خانواده ها به علت مهاجرت سرپرست خانواده ؟
سؤالات فرعي تحقيق:
1- آيا بين مهاجرت سرپرست خانواده ومشكلات روحي فرزندان رابطه وجود دارد.
2- آيا بين مهاجرت سرپرست خانواده ومشكلات روحي همسرانشان رابطه وجود دارد.
3- آيا بين مهاجرت ومشكلات روحي فرد مهاجررابطه وجود دارد.
4- آيا بين مهاجرت و اعتياد فرزندان افرادمهاجررابطه وجود دارد.
5- آيا بين مهاجرت و درآمد اقتصادي رابطه وجود دارد.
مهاجرت:
دوپدیده مهاجرت وشهرنشینی درجوامع مختلف درحدوسیعی به وقوع می پیوندداین دوپدیده بعنوان پیامدهای رشدجمعیت ازیک طرف وتغییرات اجتماعی از طرف دیگر، بطوروسیعی درنقاط مختلف جهان درجریان است.بطورکلی شهرنشینی ومهاجرت را تقویت کرده اندوحتی انقلاب صنعتی رامی توان عامل اساسی رشدوتوسعه مهاجرت و شهرنشینی قلمداد کرد. این جریان ابتدا در اروپای غربی و پس از آن یعنی از جنگ جهانی دوم به بعد در کشورهای رو به رشد صورت گرفته است این دو پدیده امروزه مشکلات فراوانی به ویژه در کشورهای رو به توسعه بر جای گذاشته اند تا جایی که امروزه از شهرنشینی و به ویژه مهاجرت به عنوان مسائل اجتماعی یاد می کنند چرا که جوامع نوین مخصوصاً جوامع در حال توسعه زیر بنای لازم را جهت پذیرش مهاجرین وتوسعه شهرهای خودندارند.(ساروخانی، 1370 ص 45)
مهاجرت وآسيبها:
دربعضي مناطق عامل جذب جمعيت پس ازمدتي ازبين مي رودياعامل دفع جمعيت در جا به جایی
جمعیت آن محل افزايش مي يابد.درنتيجه جمعيت ازآن محل به جای اين جا بجایی رامهاجرت ميگويند.
چرا انسان مهاجرت مي كند؟ انسان به دلايل زيادي ممكن است از جايي به جاي كند.
بعضي از اين دلايل، دلايل طبيعي است . مثلا، كم شدن آب ديگري، مهاجرت نامطلوب شدن شرايط آب و هوا، فقير شدن خاك يا بلاياي طبيعي مانند سيل، زلزله و ... دليل بعضي از مهاجرت ها اقتصادي است مانند كاهش درآمدخانواده،بيكاري، تعطيل شدن معادن و...
گاهي دلايل سياسي سبب جابجايي جمعيت مي شود.ماننداختلافات مرزي وجنگ البته مسائل اجتماعي وفرهنگي نيز ممكن است سبب مهاجرت انسان شود. اغلب وقتي شرايط مطلوب در محل اوليه (مبدأ) ضعيف مي شود يا انگيزه ها در محلي كه قرار است فرد به آن مهاجرت كند(مقصد) قوي مي شود.دراين صورت مهاجرت انجام مي گيرد.
مروري بركارهاي انجام شده:
متأسفانه مقاله ياكتاب ومنبعي كه درمورداين موضوع نوشته شده باشدوجودنداشت.
تاملی برنظریه های جامعه شناختی مهاجرت ومهاجران افغانی درایران
توسط سركارخانم منيره درخشان دانشجوي كارشناسي علوم اجتماعي همدان صورت گرفته بود.
نتيجه اين تحقيق باتحقيقات محققان اجتماعي دريك سطح بودكه نتيجه راچنين گزارش كرده است:
مهاجرت درتمام زاویات اجتماع موثر است وارائه راه حلهایی مناسب بازیر بنای هر جامعه که متعلق و خاص آن جامعه است.
1- تغییر اجتماعی عبارت است از تغییری قابل رویت در طول زمان به صورتی که موقتی و یا کم دوام نباشد و بر روی ساخت یا وظایف سازمان اجتماعی یک جامعه اثر می گذارد و جریان تاریخ را دگرگون می نماید.
2- مشکلات یامسائل اجتماعی مسائلی هستند که گریبان گیر تعداد کثیری از مردم است به نحوی که این مسائل در راه ارضا احتیاجات زیستی و اجتماعی آنان بر طبق راه و رسمهایی که مورد پسند جامعه است ایجاد مزاحمت می کند.
پيشينه تحقيقات خارجي:
نظریه جذب و دفع اورت – س – لی 1966 (مقاله)
او نظریه ای درباره مهاجرت داد که مهاجرت را تحت تاثیر چهار عامل عمده تبیین کرد.
1- عوامل موجود در مبدا (برانگیزنده و بازدارنده)
2- عوامل موجود در مقصد (برانگیزنده و بازدارنده)
3- موانع موجود در جریان مهاجرت از مبدا به مقصد
نظریه وی به تئوری دافعه و جاذبه معروف است و بر این اساس، آن صورتی که برآیند عوامل برانگیزنده و بازدارنده مثبت باشد به مهاجرت در فرد ایجاد می شود. و اگر چنانچه شخص نتواند این تمایل را از بین ببرد و موانع موجود در جریان مهاجرت نیز تاثیر بازدارنده اعمال نکند مهاجرت عینیت می یابد و فرد حرکت خود را از مبدا به مقصد آغاز می کند وی امکانات بیشتر آموزشی، اشتغال و درآمد را در مبدا از جمله عوامل جاذبه می آورد و در مقابل هزینه های بالای زندگی در محل جدید، دوری از خانه و کاشانه و آلودگی محیط زیست را از عوامل دافعه محسوب می کند نکته قوت نظریه لی تاکید درست و به جای او درباره عوامل شخصی است. تحت تاثیر این عوامل است که برخی از افراد مهاجرت را ترجیح می دهند و به آن مبادرت می ورزند و برخی دیگر در محل سکونت خود باقی می مانند.
چارچوب نظری:
بروس کوئن مهاجرت راپدیده ای می داندکه به دلایلی از قبیل ناکافی بودن عرضه مواد غذایی دریک منطقه خاص تعقیب وآزار عقیدتی یا سیاسی، جنگ، نفرتها و خصومتهای قومی و ملی صورت میگیرد
(بروس کوئن،1920. ص 284)
درلغت نامه جمعیت شناسی آمده است،مهاجرت شکلی ازتحرک جغرافیایی یامکانی جمعیت است که بین دوواحدجغرافیایی انجام می گیرد(امانی ودیگران 1354 ص 71)
برای فهم بهتر این پدیده باید دانست مهاجر کیست و چه تفاوتی با مفاهیمی چون پناهنده و... دارد.
از نظر اداره امور اجتماعی سازمان ملل مهاجر کسی است که
1- جهانگرد، بازرگان، دانشجو و یا مسافر عادی نباشد.
2- جزو ساکنان مراکزی که به طور عادی بین دو کشور رفت و آمد می کنند نباشند.
3-جزپناهندگان،اافرادیاجمعیتهای جابجاشده یاانتقال یافته نباشند. (ساروخانی1370؛ص 45)
باتوجه به مباحث ذکر شده باید گفت: که عوامل– زمانی– مکانی– انگیزشی دربروز پدیده مهاجرت نقش اساسی دارند.براین اساس می شودگفت که مهاجرت حرکت
انسانها از یک نقطه به نقطه دیگر،در فاصله زمانی خاص با قصد و انگیزه بهبود خواهی است و باید دانست که در امر جابجایهای جمعیتی دو نوع گریز از اضطرار و اجبارهای محیطی، خود نوعی بهبودخواهی و رفاه طلبی است. از این رو انگیزه غالب مهاجرت ما بهبود طلبی، آسایش و آرامش است.
در تقسیم بندی مهاجرت می توان به مهاجرتهای 1- ارادی و خودخواسته 2- مهاجرت اجباری 3- مهاجرت توده ای 4- مهاجرت فردی 5- مهاجرت قانونی 6- مهاجرت غیر قانونی اشاره کرد که بحث در مورد هر کدام از آنها در این مجال نمی گنجد باید افزود که مهاجرت ومهاجربا پناهنده متفاوت است ازنظرکمیساریای عالی سازمان ملل متحد:
پناهنده کسی است که به علت ترس موجهی که داشته یا دارد از اینکه به خاطر دین، نژاد، عقاید سیاسی، تحت تعقیب در آید، از کشور متبوع خود و یا اگر تابعیتی دارد از کشوری که قبلا ساکن بوده است خارج شود و به خاطر ترس مزبور نخواهد از حمایت کشور متبوع برخوردار باشد و اگر فاقد تابعیت است نخواهد به کشوری که قبلا در آنجا بوده باز گردد در واقع مهاجرت به معنای از دست دادن تابعیت نیست و مهاجر می تواند تابعیت اصلی خود را حفظ نموده و در صورت تمایل به کشور خود باز گردد و از حمایت دولت متبوع برخوردار شود، اما پناهندگی برعکس است.
بعد از اشاره ای کلی به مبانی مهاجرت به نظر می رسد باید به نظریات، صاحبنظران اجتماعی در ارتباط با علل مهاجرت و نتایج آن نیز اشاره ای کوتاه اما مفید شود چرا که پرداختن به مسائل اجتماعی و حل این مسائل به عهده متخصصین اجتماعی می باشد.
1- نظریه تحت عنوان نظریات کارکرد گرایان با این مضمون ارائه شده.
این نظریه بر تبیین و دلایل و پیامدهای مهاجرت استوار است. این نظریه در خصوص دلایل مهاجرت بر این فرض تاکید می کند که تمام نیازهای اجتماعی در چارچوبی از نظام اجتماعی آموخته می شوند، کنش گران در یک نظام به نیازهایی باور دارند که در آن نظام نمی توانند آنها را برآورده سازند، زیرا خصایص ساختن نظامهای اجتماعی و کنش گران هرگز در طول زمان ایستا نیستند، از این رو ممکن است تحولات لازم برای کاهش ناهماهنگ بین احساس نیاز و امکان تسهیل آن در کنش گر یا در نظام یا در هر دو اتفاق بیفتد.
درک ناهماهنگی بین خصایص فرد و نظام اجتماعی، منجر به مهاجرت شخص جهت کاهش ناهماهنگی های ساختی می شود. (لهسامی زاده 1372 ،ص68)
آنها همچنین اعتقاد دارند؛ از آنجا که در هر نظام بدون وجود پوششهای انسانی تعادل بهم می خورد، مهاجرت عنصری الزامی جهت برقراری تعادل مجدد در جامعه است، از این جهت مهاجرت از یک طرف به مکانیزم تطابق شخص با تغییرات ایجاد شده بدل می گردد و از طرف دیگر تعادل از دست رفته را به جامعه بر می گرداند. آنها بعد از تبیین علل مهاجرت و اعتقاد به کارکرد مثبت برای آن، به اثرات مهاجرت بر ساخت مبدا، مقصد و وضعیت شخص مهاجر می پردازند. به اعتقاد اینها ساخت جامعه مقصد مهاجر را از ابتدا در خود جذب و سپس با خود همانند می گرداند، مهاجر بعد از همانند شدن به یگانگی با آن دست می یابد.
بنابر اعتقاد کارکرد گرایان، نظام مقصد، نهایتا مهاجر و نسلهای پاگرفته از آن را به عنوان اعضا دایمی خود با خصایص اقتصادی – اجتماعی نظیر سایر اعضا خود می پذیرند.
به طور کلی آنها – مهاجرت را عامل مطمئن برای جلوگیری از آسیبهای اجتماعی ناشی از عدم تعادل در جامعه می دانند. آنها همچنین می افزایند مهاجرت باعث برابری و استقلال می شود و زمینه بهبود وضعیت زندگی را به وجود می آورد و اعتقاد دارند اگر چه به لحاظ اقتصادی در ابتدا بیکاری به وجود می آورد اما این بیکاری موقتی بوده و مدتی بعد از کسب شغل، بهبود و رفاه اقتصادی را به همراه می آورد.
2- نظریه وابستگی مهاجرت
پیروان نظریه وابستگی اعتقاد دارند مهاجرت از طرف معلول توسعه نابرابر است و از طرفی عامل گسترش تعمیق نابرابری، این نظریه در علت یابی مهاجرت از روستا به شهر در جهان سوم معتقدند ابتدا باید به مسئله توسعه یافتگی توجه نمود و در این رابطه نابرابری ساختی و مکانی میان بخش های جامعه را در نظر گرفت.
بطورکلی نظریه پردازان وابستگی؛مهاجرت ازروستابه شهررادرکشورهای جهان سوم پدیده ای جدید درارتباط با گسترش سرمایه داری وابسته در این کشورها می دانند. از نظر معتقدین به این رویکرد، مهاجرت نه تنها شکل دهنده وابستگی کشورهای جهان سوم است بلکه خود باعث تقویت وابستگی این کشورها می شود. مهاجرت از طرفی عامل تقویت توسعه نیافتگی منطقه مهاجر فرست است. و از طرف دیگر عامل ایجاد و تشدید نارضایتیهای منطقه مهاجرپذیر است، زیرا با خروج مهاجران از منطقه، نیروی کار کاهش می یابد که این امر خود باعث کاهش تولیدات روستایی می شود. این امر روستا را از تحول اساسی دور می کند، زیرا محیط را از نیروی تحول زا تخلیه می کند، آنها اعتقاد دارند که ابتدا باید نابرابری موجود در توسعه بین روستا و شهر فقیر و غنی، عقب ماند و پیشرفت را از بین برد تا مسئله مهاجرت خودبه خوداز بین برود و این امر ممکن نیست مگر اینکه تغییرات ریشه ای در ساخت کشورهای جهان سوم و ارتباط آنها با کشورهای توسعه یافته غرب اتفاق افتد. (لهسامی زاده 1372 ،ص68)
3- نظریه سیستمی مهاجرت
در تلاش برای طرح نگرش جامع به مساله مهاجرتهای بین المللی کرتیز و همکارانش به تلفیق و تکمیل دیدگاههای مختلف پرداخته و بر پویایی جریانات مهاجرتی تاکید کرده اند، به نظر آنها مهاجرت های بین المللی که بین سرزمینهای مبدا و مقصد مهاجرتی جریان می یابند به طور تنگاتنگی با سایر حلقه های که در هم تنیده شده و سیستمی را به وجود می آورند که مهاجرت را شکل داده و به جریانی پویا و بالنده تبدیل می کنند، از نظر آنان ارتباط تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نه بصورتی تنها و جدا از هم بر مهاجرت تاثیر می گذارند بلکه به عنوان مجموعه ای تفکیک ناپذیر، بستر لازم برای مبادلات مهاجرتی فراهم کرده است و آن را تداوم می بخشد. (زنجانی 1308 ص 129 – ص 130)
* نظریه جذب و دفع اورت – س – لی 1966 (مقاله)
او نظریه ای درباره مهاجرت داد که مهاجرت را تحت تاثیر چهار عامل عمده تبیین کرد.
1- عوامل موجود در مبدا (برانگیزنده و بازدارنده)
2- عوامل موجود در مقصد (برانگیزنده و بازدارنده)
3- موانع موجود در جریان مهاجرت از مبدا به مقصد
4- عوامل شخصی
نظریه وی به تئوری دافعه و جاذبه معروف است و بر این اساس، آن صورتی که برآیند عوامل برانگیزنده و بازدارنده مثبت باشد به مهاجرت در فرد ایجاد می شود. و اگر چنانچه شخص نتواند این تمایل را از بین ببرد و موانع موجود در جریان مهاجرت نیز تاثیر بازدارنده اعمال نکند مهاجرت عینیت می یابد و فرد حرکت خود را از مبدا به مقصد آغاز می کند وی امکانات بیشتر آموزشی، اشتغال و درآمد را در مبدا از جمله عوامل جاذبه می آورد و در مقابل هزینه های بالای زندگی در محل جدید، دوری از خانه و کاشانه و آلودگی محیط زیست را از عوامل دافعه محسوب می کند نکته قوت نظریه لی تاکید درست و به جای او درباره عوامل شخصی است. تحت تاثیر این عوامل است که برخی از افراد مهاجرت را ترجیح می دهند و به آن مبادرت می ورزند و برخی دیگر در محل سکونت خود باقی می مانند.
امادرموردنظرات مربوط به مهاجرت باید گفت به دلیل اینکه مهاجرت،موضوع بین رشته ای بسیاری ازرشته های علوم انسانی،اجتماعی واقتصادی است،آراو نظریات گوناگونی درباره آن وجود دارد که هر یک از آنها به مصادیق خاصی از مهاجرت پرداخته و درآن زمینه ها نیزموضوع رانه به صورت کلیت و تمامیت آن بلکه به حالت انتزاعی و در قالب نگرشهای خاص خود بررسی و تحلیل کرده اند.
د) عوامل شخصی
بر اساس این نظریه ، در صورتی که بر آیند عوامل بر انگیزنده و بازدارنده مثبت باشد میل به مهاجرت در فرد ایجاد می شود و اگر چنانچه عوامل شخصی نتواند این تمایل را از بین ببرد و موانع موجود در جریان مهاجرت نیز تاثیر بازدارنده ای اعمال نکند، مهاجرت عینیت می یابد و فرد حرکت خود را از مبدأ از جمله عوامل جاذبه به حساب می آورد و در مقابل هزینه های بالای زندگی در محل جدید ، دوری از خانه و کاشانه و آلودگی محیط زیست را از عوامل دافعه محسوب می دارد. ( زنجانی،1380 ،70)
اما چیزی که باید درمورد مهاجرت در نظر گرفت این است که، با مهاجرت نه تنها محل زندگی افراد بلکه وضعیت اجتماعی آنهاهم دچاردگرگونی میگردد. که این دگرگونی را می توان به چهار مرحله تقسیم کرد :
1-تغییر در دانستنی های فردی و رفتارهای اجتماعی
2-تغییر و تعلق به گروه اجتماعی خاص
3-تغییر در وضعیت اجتماعی
4-تغییر در وضعیت اقتصادی (خباز بهشتی،1380 ص78)
ودر واقع این تغییرات است که باعث تغییر در هویت فرد وایجاد تضاد با هویت های پیشین او می شود و در واقع فرد را به بحران می رساند. ولی برای اینکه بتوان گفت منظور از این بحران چیست باید هویت و برخی نظریات مربوط به آن را مورد بررسی قرار داد ، تا بتوان با دیدی بازتر به آن پرداخت.
تئوریهای مهاجرت:
در زمينه مهاجرت نيروي كار از يك ناحيه به ناحيه ديگر تئوريهاي عمده اي وجود دارند. برخي از اين تئوريهاعبارتند از: تئوري اقتصادي نئوكلاسيك ، تئوري بازار كار دوگانه ، تئوري سيستم جهاني و نهايتاً تحليلهاي سياسي كه بر تئوري دولت متكي است.
تئوري اقتصادي نئوكلاسيك:
اين تئوري مهاجرت نيروي كار را به عنوان موضوع عرضه و تقاضا در نظرمي گيرد. تئوري پردازان اقتصادي نئوكلاسيك معتقدند كه مهاجران از نواحي توسعه نيافته كه با دستمزد پايين ، تراكم جمعيت ونوسانات شديد اقتصادي همراه است ، مهاجرت كرده و جذب مناطق توسعه يافته كه با دستمزد بالا و افزايش فرصت هاي شغلي همراه است مي شوند.
مدل پيچيده تر اين تئوري بصورت مفهوم درآمد مورد انتظار بسط مي يابد و به اين نكته اشاره دارد كه حتي انتظار و يا امكان كسب حقوق بالاتر در كشور ميزبان باعث مهاجرت كارگران خواهد شد. (خباز بهشتی،1380 ص93)
تئوري بازار كار دوگانه :
تئوري پردازان بازار كار دوگانه معتقدندمهاجرت نيروي كار زماني صورت مي گيرد كه دركشور مقصد، بازار كار دو گانه اي وجود دارد.
بر اساس اين تئوري مناطق يا كشورهاي مهاجرت پذير اغلب داراي بازار كار دوگانه اي مي باشند: بخش نخست كه اغلب افراد جامعه ميزبان تمايل به فعاليت در اين بخش را دارند و بخش دومين يا ثانويه كه افرادتمايل چنداني رابراي فعاليت دراين بخش از خود بروز نمي دهند، بر اين اساس دولت مجبور است كه براي پركردن خلاء ناشي ازكمبودنيروي كاردراين بخش به نيروي كارخارجي روي آورد.(همان منبع،63)
تحليل پرسشنامه:
ازپاسخگویان به سئوالات 84 نفر(56%) گزینه زیر30سال و39نفر(26%) گزینه35-30 سال و14نفر(9.3%) 40-35 سال 13نفر(8.7%)40سال به بالا را انتخاب کرده اند.
از پاسخگویان به سئوالات،46 نفر(46%) گزینه دیپلم و23 نفر(15.3%) گزینه فوق دیپلم و 81(54%) گزینه لیسانس وبالاترراانتخاب کرده اند.
از پاسخگویان به سئوالات 75 نفر(50 %) زن و 75 (50%) مرد بوده اند.
از پاسخگویان به سئوالات 47نفر(31.3%) گزینه زیر150هزارو18نفر(12%) گزینه250-150هزارو44نفر (29.3%)گزینه 350-250هزارو15 نفر(10%)گزینه 450-350 و26نفر(17.3%)گزینه بالای 450هزاررا انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات 17نفر(11.3%) گزینه فارسان و29نفر(19.3%)گزینه توابع فارسان و31نفر (7/20%)گزینه اردل و40 نفر (26.7%)گزینه دشتک وتوابع و33نفر (22%) گزینه شهرکردوتوابع را انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات درفارسان 17نفر(11.3%) و درتوابع فارسان 29نفر(19.3%) و اردل 31نفر (7/20%)و دشتک و توابع 40 نفر (26.7%)و شهرکرد و توابع33 نفر(22%) را انتخاب کرده اند.
ازشهرستان فارسان36(24%)خانوار،از توابع فارسان42(28%)خانوارازاردل47(31.3%)خانواراز دشتک و توابع 19(12.7%)خانواراز شهرکرد و توابع6(4%)به شهرستانهای مجاورمهاجرت کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات23 نفر (15.3%) گزینه اروپا و42نفر(28%) گزینه کویت و56 نفر (37.3%) گزینه ایران و19نفر(12.7%)گزینه کشورهای عربی دیگر و10 نفر (7/6%) گزینه فرقی ندارد را انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات43 نفر(7/28%)گزینه درآمدزیادو49 نفر(7/32%)گزینه آسایش خانواده و24نفر (16%)گزینه تأمین و32نفر(3/21%)گزینه فرصتهای شغلی و2نفر (3/1%)گزینه سهولت درتغییرشغل راانتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات74 نفر(49.3%)گزینه دوری ازخانواده و51 نفر(34%)گزینه اثرات منفی فرهنگی و20 نفر (13.3%)گزینه اثرات منفی تربیت فرزندان و2نفر(1.3%)گزینه بیگانه شدن با محل تولد و3 نفر (2%) گزینه عدم آگاهی از شرایط را انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات69 نفر(46%)گزینه سست شدن بنیادخانواده و39نفر(26%)گزینه ورودسرمایه و19نفر (12.7%)گزینه انحرافات اجتماعی و17نفر(3/11%) گزینه درآمدزیادو6نفر(4%)گزینه تأمین آینده فرزندان را انتخاب کرده اند.
از پاسخگویان به سئوالات38 نفر (25.3%) گزینه نبودفرصتهای شغلی و9 3نفر(6 2%) گزینه درآمدزایی زیاد و 49نفر( 32.7%)گزینه چشم وهم چشمی و18 نفر (12%) گزینه ادامه شغل پدر و6 نفر (4%) گزینه فرار ازمنزل را انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات8نفر(5.3%)گزینه کاملاًرضایت دارم و30 نفر(20%)گزینه از روی ناچاری و63نفر (42%) گزینه رضایت ندارم و31 نفر (20.7%) گزینه تفاوتی ندارد و18نفر (12%) گزینه بی پاسخ را انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات44نفر(37%) گزینه آگاهی دارندامابی تفاوتندو53نفر(25%)گزینه آگاهی دارند
ولی ناچارند و32نفر(20%)گزینه خبرندارندو10 نفر(6.7%)گزینه معتقدبه اثرات منفی
نیستندو11نفر(7.3%)گزینه بدون پاسخ را انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات9نفر(6%)گزینه افزایش پیداکرده و5 3نفر(3/3 2%)گزینه بعلت پیرشدن افرادکم شده و60نفر(40%)گزینه کاهش پیداکرده و38 نفر(3/25%)گزینه تغییری نکرده و8 نفر(5.3%)گزینه بی پاسخ را انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات48 نفر(32%)گزینه تأثیری نداردو43نفر(28.7%)گزینه اثرات منفی داردو45 نفر(30%)گزینه باعث تأثیرپذیری و12نفر(8%)گزینه اثرات منفی روحی داردو2 نفر(1.3%)گزینه بدون پاسخ را انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان سئوالات 33 نفر(22%)گزینه هیچگونه تأثیری نداردو61نفر(7/40%) مشکلات روحی و روانی و42 نفر(28%)گزینه ناهنجاری و8نفر(5.3%)گزینه فرارازمنزل و6نفر(4%)گزینه سرکش راانتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات43نفر (28.7%) گزینه مشکلات دارندناراضی و39 نفر(26%)گزینه مشکلات دارند تحمل و34نفر(22.7%) گزینه درآمدبالابدون مشکل و20 نفر(13.3%)گزینه تأثیرنداردراضی و14نفر(9.3%)گزینه منجر به جدایی را انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات23 نفر(15.3%)گزینه تأثیر مثبت زیاد داردو51نفر(34%)گزینه تأثیرندارد و46نفر (30.7%)گزینه مهاجرت به استانهای دیگرراو19نفر(12.7%)گزینه تأثیرمنفی داردو11نفر(7.3%)گزینه تأثیرمثبت دراستانهای دیگر را انتخاب کرده اند.
از پاسخگویان به سئوالات27 نفر (17.3%) گزینه اصلاً و18نفر(12%) گزینه چشمگیرنیست و26نفر (17.3%) گزینه بستگی به شرایط دارد و18نفر(12%)گزینه کم وبیش و 15نفر (10%) گزینه زیاداست را انتخاب کرده اند.
ازپاسخگویان به سئوالات40نفر(25%)گزینه تحقیرآمیزو30نفر(19%)گزینه رفتارمناسب وخوب و31نفر(19%) گزینه شرایط سیاسی و22نفر(14%)گزینه رفتارخودایرانی و37 نفر(23%)گزینه شرایط کاری را انتخاب کرده اند.
از پاسخگویان به سئوالات48 نفر(32%) گزینه بسیار زیاد و43نفر(28.7%)گزینه زیاد و45 نفر(30%)گزینه متوسط و12نفر (8%) گزینه کم و2 نفر (1.3%) گزینه بسیارکم را انتخاب کرده اند.
نتايج يافت شده وبررسي آنهابافرضيه هاي تحقيق:
مهاجرت سرپرست خانواده باعث مشكلات روحي فرزندان شده .
مهاجرت سرپرست خانواده باعث مشكلات روحي همسرانشان شده.
مهاجرت باعث شده كه خود فرد مهاجرهم مشكلات روحي رواني داشته باشد.
مهاجرت وبدسرپرستي موجب اعتياد فرزندان افرادمهاجرشده.
اگرچه مهاجرت باعث درآمد اقتصادي بالاي اين خانواده هاست اما نبود سرپرست خانواده ونداشتن اقتدار باعث مي شود كه درآمد بالا آنها در راههاي منفي خرج شود.
باتوجه به نتایج به دست آمده؛
اکثریت افرادمهاجربه کویت ازشهرستان اردل(دشتک)بوده اند،همچنین آنان کارکردن درایران را مناسبترازکویت وسایرکشورهای عربی می دانستند زیراباوجوداینکه درآمددرکویت بالامی باشداز خانواده های خوددورهستندواکثرفرزندان آنهاازنظرتربیتی دچارمشکل هستندوبنیادخانواده ی آنان سست است،درآمدبالانتوانسته سعادت فرزندان راتأمین کنند،اکثریت افرادمهاجرازروی ناچاری وشرایط اقتصادی به کشورکویت رفته است.
سرپرست خانواده باوجوداینکه ازاثرات منفی عدم حضورخوددرمنزل آگاهی داردولی ناچاربرای کار به کویت مهاجرت میکند،علاوه براین خودشخص مهاجردچارمشکلات روحی وروانی میگرددکه کمترین اثرآن منزوی شدن میباشد.
اکثریت فرزندان وهمسران افرادمهاجرازوضعیت موجودناراضی هستندوتنهاراه حل راتحمل وضعیت موجودعنوان میکنند.
درمناطقی همچون فارسان ،اردل وتوابع (دشتک،پردنجان،کاج و...)بیشترین آسیب های اجتماعی در خانواده هایی که سرپرست آنهادرکویت بودندشامل دختران فراری وپسران معتادمی شد.
با توجه به نتايج بدست آمده پيشنهاد مي شود كه:
1-با توجه به نارضایتی اکثریت خانواده هاازشرایط موجودونامناسب بودن شرایط شغلی افرادمهاجر (کارگران کویتی)بهتر است؛عوامل کیفی شغلی درایران تقویت شوند.ضمن اینکه بایدعوامل کمی هم مورد توجه قرارگیرندوتصمیماتی در زمینه افزایش فرصت های شغلی ازطرف دولت احرازشود.
2- این تحقیق به مسؤلین کمک میکندکه باشناخت بیشترمسائل ومشکلات افراد مهاجر (کارگران کویتی) اقدامات مؤثرتری را برای افزایش فرصت های شغلی ایجادنماید.
3-به بررسی وضع فرهنگی واجتماعی افرادمهاجر(کارگران کویتی)با توجه به شرایط بپردازند ومیزان اثر آن را درکاهش مشکلات موجودبسنجند.
4-به برنامه ریزان ومسؤلین توصیه میشودتا با توجه به یافته های این تحقیق تصمیم گیریهای بهتری برای بهبود وضع زندگی افرادمهاجروایجادفرصت های شغلی نمایند وثأثیر آن را در بازدهی کاهش ناهنجاری های اجتماعی مشاهده کنند.
مشكلات و معضلات در ارتباط با موضوع وبررسي آن با نتايج قبلي چنين بودكه:
-ازجمله محدودیتها کم بودن منابع درارتباط با موضوع که محدود شده به مهاجرت های افغانی ها به ایران بود درصورت ارجاع به برخی سازمانهای اداری درشهرستان شهرکردهیچگونه راهنمایی وکسب اطلاعی ازجانب مسئولین این ادارات نگرفت.
- باتوجه به بسته بودن سؤالات متأسفانه برخی از پاسخگویان به دلیل عدم درک سؤالات پرسشنامه و تخصصی بودن برخی سؤالات متأسفانه برخی ازپاسخگویان به دلیل عدم درک سؤالات پاسخی سطحی می دارند.
- بیشترپرسشگران ازنوشتن میزان حقوق ومزایای وناهنجاریهای فرزندان خودخودداری میکردندواین برای پرسشنامه هانوعی نقص به حساب می آید.
- بدلیل مسافتهای متفاوت درمنطقه ایاب وذهاب برای پرکردن پرسشنامه ازجمله محدودیتهای این تحقیق بود.
- محدود بودن منابع اینترنتی دررابطه با موضوع.
- عدم دسترسي به جامعه آماري براي جمع آوري پرسشنامه هابدليل اينكه افرادخانواده هاي جامعه موردنظربيرون ازخانه بودند يا به خانه اقوام رفته بودند.
- همكاري نكردن تعداد بسياري ازافراد و عدم تمايل به پاسخگويي .
-تحقيقاتي كه دركتابخانه هاي شهركرديا اداراتي مثل استانداري موجودبودومن بعنوان منبع ازآن استفاده كردم متأسفانه تحقيق كاملی که درموردمهاجرت باشدوجود نداشت.
4- يكي ديگرازمشكلات تحقيق حاضر اين بود كه بعضي از افرادي كه به عنوان نمونه مورد بررسي در اين تحقيق انتخاب شدند پاسخ صحيح به سؤالات نمي داددندوسعي مي كردندپاسخي راكه بدهندبنفع خودشان باشدوعدالت را در مورد سخنان خود رعايت نمي كردند.
5- پرسشنامه نمی تواندمسائل جزئی راکاملاً دقیق مورد سنجش قرار دهد .
6- این تحقیق نتوانسته متغیرهای دیگری همچون مسائل اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی را درباره مهاجرت سرپرست خانواده مورد بررسی قرار دهد.
نتيجه گيري:
درمورد مهاجرین کویتی گفته میشودکه وقتی آنهابه کشورخودبازمیگردند،درموردشان لفظی بکارمی رود که بیانگر تغییرات اساسی دروجودیک مهاجرکویت است. به مهاجران ایرانی«کویتی» گفته میشود. درواقع معنای آن برابرباهمان غرب زده است که مابرای افراد به غرب رفته استفاده میکنیم. چون یک فردمهاجرکه به کویت مهاجرت میکندتاحدود زیادی خودراهمانند کویتیهامیکندودرواقع نقشهای جدیدی رامیپذیردکه تاپیش ازآن با این نقشهاهیچ آشنایی نداشت. واین هم یکی دیگرازنشانه های تغییردرهویت فرداست که حتی عوام هم با به کار بردن لفظ کویتی آن را درک میکنند.
تنهاراه برای عبورازبحران مهاجرت ونیزبحران هویت:شخص باترکیبی نوازدوفرهنگ درخدمت واقعیت اکنون وباقبول جدایی ازبعضی انگاشتهای نیاکان وچیرگی برجوانب منفی هویت گذشته ونیزهویت نو،به یک پیوندنوین میان خویش وهستی ویامیان خویش وفرهنگ وجامعه نودست یابدوبه بحران خویش پایان بخشد.نگاهي به وضعيت اشتغال ايجاد شده درخارج ازكشورنشان ميدهد كه دركشورما تا قبل ازفعاليت مراكزكاريابي خصوصي وتشكيل اداره كل توسعه اشتغال درخارج ازكشور،اعزام نيروي كاربصورت قانونمند نبوده واغلب بصورت محدودوپراكنده توسط موسسات وآژانسهاي خصوصي وياندرتاًازطريق وزارت كارو امور اجتماعي صورت مي گرفت.
بااين حال درسال 1379 باتوجه به وضعيت حادبيكاري دركشوربحث اعزام نيروي كاربعنوان راهكاري گريز ناپذيردرسرلوحه كاردولت قرارگرفت وبرهمين اساس باصدورمجوزبراي فعاليت مراكزكاريابي خصوصي و نظارت مستقيم برنحوه عملكردآنهاوهمچنين باتشكيل اداره توسعه اشتغال درخارج ازكشوردولت عملاً كنترل و نظارت بر فعاليت در زمينه اعزام نيروي كار به خارج از كشور را عهده دار شد.
باعنايت به مواردفوق الذكر ميتوان گفت كه راهبرد كشوردرزمينه اعزام نيروي كار به خارج ازكشورراهبردكنترل دولتي ويابه عبارت ديگرراهبردمديريت دولتي ميباشد كه در برخي كشورهاي توسعه يافته نظير كره جنوبي رواج دارد ، با اين تفاوت كه در كشورما بيش از انكه جنبه كنترلي دولت مد نظر باشد جنبه نظارتي آن مورد توجه مي باشد.
منابع ومأخذ:
1-جوتيا(ج.ونس)،كارگران در حال مهاجرت،وزارت كارواموراجتماعي،معاونت هماهنگي و امور بين الملل، دفتر روابط بين الملل ، 1377
2- سياستگذاري هنددرزمينه اعزام نيروي كار به خارج ازكشور، وزارت كارواموراجتماعي معاونت هماهنگي واموربين الملل، 1378
3-پاكستان به اعزام نيروي كار به خارج از كشور ، وزارت كار و اموراجتماعي معاونت هماهنگي و امور بين الملل، دفتر روابط بين الملل ، 1378
4-شناخت برخي از ويژگيهاي بازاركار ايران،وزارت كارواموراجتماعي معاونت برنامه ريزي وسياستگذاري اشتغال ، اداره كل هدايت نيروي كار ،1380
5-طرح بررسي ونظارت بروضعيت اشتغال ايرانيان درخارج ،مجله كاروجامعه،( شماره اول)، موسسه كار و تامين اجتماعي ، 1371
6-راهكارها و مكانيزم هاي اعزام نيروي كار به خارج ، معاونت هماهنگي و امور بين الملل، اداره كل توسعه اشتغال در خارج از كشور ، 1382
7-ضرورتهاومستندات قانوني توسعه اشتغال و اعزام نيروي به خارج دربرنامه پنجساله توسعه اقتصادي،معاونت هماهنگي و امور بين الملل، 1382
8-راهكارهاي ايجاداشتغال فارغ التحصيلان درخارج دكترصارمي(مدير كل توسعه اشتغال در خارج از كشور)،پنجم،شماره 48، مرداد 1382
9-هفته نامه بازار كار ، مورخ 5/7/1382
10-شريعتي( قاسم)،درها ژاپن برروي كارگران خارجي همچنان بسته مي ماند
11-برادران باقري (محمود )، فرايند برنامه ريزي اعزام نيروي كار به خارج ا زكشور، معاونت هماهنگي و امور بين الملل ، دفتر برنامه ريزي ، 1382
12-قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران ،سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور،آبان 1383
13-آنتونی گیدنز(1378)،تجددوتشخص جامعه و...درعصرجدید،ترجمه ناصرموفقیان ،تهران :نشرنی
14-بورهان گالیو(1382)فرهنگ زدایی وبحران هویت،ترجمه:رضامصطفی زادگان، همشهری، 11شهریور
15-پریدخت وحیدی(1364)،مهاجرتهای بین المللی وپیامدها،تهران:مرکز مدارک اقتصادی،اجتماعی
16-زهرابهشتی خباز(1380)،مهاجرت:بررسی مشکلات مهاجران،تهران:آشیانه کتاب
17-حبیب الله زنجانی (1380) ، مهاجرت، تهران : سمت
18-جنکینز، ریچارد (1381) ،هویت اجتماعی، ترجمه تورج یار احمدی ، هران: نش و پژوهش شیرازه
19-سیدعبدالمجیدزواری(1383)هابرماس وبحران هویت،پایگاه اطلاع رسانی اقتصاد ایران
20-سیدمحمد مهدی زاده (1383)، انقلاب ارتباطات ، جامعه شبکه ای و ذهنیت و هویت ناپایدار ، پایگاه اطلاع رسانی ایران و جامعه اطلاعاتی
21-سحرنمازی خواه (1382)،انهدام هویت،روزنامه شرق، روزنامه شرق ، آبان
22- شیخاوندی،داور(1379)،تکوین وتنفیذهویت ایرانی،تهران: مرکزبازشناسی اسلام و ایران، انتشارات باز
23- عبدالعلی لهستانی زاده (1368) ، نظریات مهاجرت ، تهران : نوید ، 1368
24- علی اکبر علیخانی (1383)، مبانی نظری هویت و بحران هویت، تهران جهاد دانشگاهی ، پژوهشکده علوم انسانی، اجتماعی، دفتر مطالعات و تحقیقات سیاسی وزارت کشور، 1383
25- محمد روح الامینی (1379) ،زمینه فرهنگ شناسی ، تهران: اتشارات عطار، 1379
26- يحيي بابايي و غلامرضا جمشيديها (1381). نامه علوم اجتماعی، شماره 20، پاییز و زمستان 1381
منابع لاتین :
- Mohammad Jalal Abbasi-Shavazi, Diana Glazebrook,
Gholamreza Jamshidiha, Hossein Mahmoudian and Rasoul Sadeghi(2005)
- RETURN TO AFGHANISTAN,
http://www.areu.org.af/publications/
Afghans_Living_in_Tehran_CASESTUDY.pdf
پي نوشت:
1- دانشجوي كارشناسي علوم اجتماعي.